سفارش تبلیغ
صبا ویژن

گفتگوی رو در رو...

نظر

بسم الله

 

امروز بعد از یک ماه و نیم دوباره به مشهد آمده ام. اخرین بار تنها بودم و یک جورایی سفر مجردی حساب میشد و این بار با همسر و دخترها. دیشب را در منزل مهربانترین و بهترین دوست دوران متاهلی ام ماندیم و بچه ها حسابی با هم بازی کردند و کیف کردند. ما هم انبوهی دلتنگی داشتیم که در پس جمله ها و تعریفها و حرفهای بیربط و باربط، غیرمستقیم و مستقیم با هم رد و بدل کردیم.

 

سری به کتابپردازان زدم به بهانه برگرداندن کتاب امانتی که دستم بود. رفتم برای رفع دلتنگی و دلتنگ تر برگشتم. بچه ها دور هم حلقه زده بودند و کسی که نمیدیدمش داشت برایشان صحبت میکرد. یکی از بچه ها مرا دید و لبخند زد و سر تکان داد. خانم درانی هم مرا دید و به سمتم آمد. با همان لحن همیشگی مهربان و جدی سلام و احوالپرسی کرد، کتاب را دادم و برگشتم. 

 

نمیخواستم اینقدر زود تمام شود که نیامده برگردم، اما بهانه دیگری برای ماندن نبود.

الان چهار ماه و نیم است که از مشهد رفته ام اما هربار که دوباره برای زیارت یا کار دیگری آمدم، برگشتنم با دلتنگی و بغض بیشتری بوده.



نظر

 بسم الله

دارم به این فکر میکنم که چرا علیرغم تعهد و قول و قرارم با خودم باز هم مدتهاست چیزی در وبلاگم ننوشته ام. البته الان به پاسخ سوال رسیدم و جواب چیزی نیست جز اینکه صفحه کلید لپ تاپ برچسب فارسی ندارد و هربار پدر مرا در می آورد مثل همین الان گریه‌آور


نظر

امروز 18 دی ماه 96

 بعد از مدتها دوباره وبلاگم! وبلاگ دوست داشتنی و عزیزم که هرجا بروم و هر شبکه مجازی که صفحه باز کنم باز هم وبلاگم سرور آنها خواهد بود. الان حدود 15 سال هست که وبلاگ داری میکنم. هرچند دوتا وبلاگ اولیه ام به کلی از بین رفته اند. اما اینجا مثل یک گوشه دنج یا مثل پلی به گذشته ام، به سوده ای که بوده ام و تغییرات مشهود و نامشهودم در این سالها، همچنان پابرجاست.

حالا دوباره آمده ام اینجا! حتی اگر مثل این چندوقت یکساااال باشد که چیزی ننوشته باشم. این یکسال، این یکسالی که اتفاقاتش خیلی بیشتر از همه یکسالهای قبلی ام بوده. از به دنیا آمدن دختر دومم که بهترینش بوده تا فوت برادرزاده عزیزم که بدترینش بود و خیلی چیزهای دیگر این وسطها...

به هرحال تصمیم گرفته ام که بنویسم. چه اینجا چه توی اینستاگرام. تصمیم دارم هرروز بنویسم. قلمم مدتهاست خشک شده و خبری از آن نوشته های خوب و خلاقانه گذشته ام نیست،تعریف از خود نباشد،بنویسم از هر چیزی، سیاسی تا طنز و خانوادگی... فقط بنویسم.


خوشحال میشم نظرات شما را پای نوشته هایم بخوانم. به من روحیه و انگیزه قوی تری می دهد.