سفارش تبلیغ
صبا ویژن

گفتگوی رو در رو...

نظر

بسم الله

 

هرچقدر هم که درگیر شبکه های اجتماعی بشوم و دور بشوم از فضای وبلاگ، باز هم اینجا اولین و قدیمی ترین و همیشگی ترین خانه برای نوشته های من است. من بلاگر حرفه ای نیستم و هیچوقت فالور بالا نداشته ام اما همینجا دوستان خوبی پیدا کردم که هنوز دوستی ما در فضاهای دیگر مجازی خانه ادامه دارد.

اینجا را دوست دارم، خانه حرفهای دلم هست و چون کمتر کسی به آن سر می زند خیلی چیزاها را می شود اینجا نوشت که جاهای دیگر نمی شود.

 در این روزگار کرونایی  دلخوشی ما به همین روابط مجازی و کلیکهایمان روی این عکس و آن کلیپ ارسالی دوستان است، یا دلخوشیم به تماس تصویریهای کج و کوله ای که از پشت آن، نه برق خوشحالیمان پیدا می شود نه نمناکی چشمهای دلتنگمان.

زیارت و هیئت و روضه و جشنمان هم مجازی شده و مجلس ختممان منحصر شده به ختم قرآنهای گروه تلگرامی.

راضی هستیم به رضای پروردگار که حکما در هرچه پیش آورد خیری نهفته است.


نظر

بسم الله

 

امروز بعد از یک ماه و نیم دوباره به مشهد آمده ام. اخرین بار تنها بودم و یک جورایی سفر مجردی حساب میشد و این بار با همسر و دخترها. دیشب را در منزل مهربانترین و بهترین دوست دوران متاهلی ام ماندیم و بچه ها حسابی با هم بازی کردند و کیف کردند. ما هم انبوهی دلتنگی داشتیم که در پس جمله ها و تعریفها و حرفهای بیربط و باربط، غیرمستقیم و مستقیم با هم رد و بدل کردیم.

 

سری به کتابپردازان زدم به بهانه برگرداندن کتاب امانتی که دستم بود. رفتم برای رفع دلتنگی و دلتنگ تر برگشتم. بچه ها دور هم حلقه زده بودند و کسی که نمیدیدمش داشت برایشان صحبت میکرد. یکی از بچه ها مرا دید و لبخند زد و سر تکان داد. خانم درانی هم مرا دید و به سمتم آمد. با همان لحن همیشگی مهربان و جدی سلام و احوالپرسی کرد، کتاب را دادم و برگشتم. 

 

نمیخواستم اینقدر زود تمام شود که نیامده برگردم، اما بهانه دیگری برای ماندن نبود.

الان چهار ماه و نیم است که از مشهد رفته ام اما هربار که دوباره برای زیارت یا کار دیگری آمدم، برگشتنم با دلتنگی و بغض بیشتری بوده.



نظر

 بسم الله

دارم به این فکر میکنم که چرا علیرغم تعهد و قول و قرارم با خودم باز هم مدتهاست چیزی در وبلاگم ننوشته ام. البته الان به پاسخ سوال رسیدم و جواب چیزی نیست جز اینکه صفحه کلید لپ تاپ برچسب فارسی ندارد و هربار پدر مرا در می آورد مثل همین الان گریه‌آور